کاردستی های ساده و قشنگ






هرگز توانايي ها و ناتواني هاي كودكي را با كودك ديگر مقايسه نكنيد ، زيرا كه مجموعه عواملي كه موجب شكل گيري رفتار يك كودك ميشود با كودك ديگر متفاوت است.منظور از مجموعه عوامل ، آنهايي هستند كه از بدو انعقاد نطفه تا زمان حيات كودك در فرآيند رشد و تحول او در ابعاد گوناگون دخالت داشته يا دارند. اين اصل از اهميت خاصي برخوردار است و همواره به مادران و پدران توصيه مي شود كه حتي كودك را با خواهر يا برادر، پسر خاله، پسر عمه، دختر خاله، دختر عمه يا دوستانش مقايسه نكنيد. نی نی پرارین تاکید میکند كودك از غرور خاصي برخوردار است و نزد همسالان و كودكان ديگر از آبرو و احترام ويژه اي برخوردار است، لذا وقتي شما كودكي را با كودك ديگر مقايسه ميكنيد (بطور معمول مقايسه بر اساس ناتواني ها صورت ميگيرد) در واقع غرور او را ميشكنيد، به او بي احترامي مي كنيد، توانايي هاي او را ناديده مي گيرد و ناتوانايي هاي او را به منظور تحقير و سرزنش او مطرح مي كنيد و به رخ او ميكشيد.
به طور مشخص گاهي اوقات والدين زمان خودشان را با زمان فرزندشان مقايسه مي كنند و اظهار مي دارند :وقتي من بچه بودم ، هرگز اين كار را نمي كردم!يا زماني كه من در سن شما بودم، هميشه اين طور عمل مي كردم بديهي است ما اجازه نداريم خود و زمان خود را با فرزند و زمان او مقايسه كنيم. به ديگر سخن، مقايسه كردن كودك يعني ناديده گرفتن اصل تفاوتهاي فردي، يعني خجالت دادن كودك و تحقير كردن او. بنابراين توصيه مي شود در صورت لزوم كودك را با خودش مقايسه كنيد. اين مقايسه بايد بر اساس توانايي هاي كودك در فضايي صميمي و محرمانه صورت گيرد و بدانيد علي رغم وجود شباهتها ميان كودكان، هيچ كودكي به طور مطلق شبيه كودك ديگر نيست. اصولاچرا كودكي را با كودك ديگر مقايسه مي كنيد؟ هدف شما چيست؟ مي خواهيد به چه نتيجه اي برسيد؟ بنابراين: هرگز كودك را با كودك ديگر مقايسه نکنید!
بدترین ترس برای کودکان زمانی است که اساس زندگی خانوادگی دچار تزلزل می شود.بچه ها به آهنگ کم و بیش یکنواخت و پایدار زندگی دلگرم اند و زمانی که بحرانی پیش می آید،احساس می کنند دنیا ی شان در حال از هم پاشیده شدن است.بسیار از کودکان با وحشت از جدایی پدر و مادر زندگی می کنند،خواه این ترس واقعی باشد یا خیالی. شنیدن شکایت یکی از والدین از دیگری این ترس را افزایش می دهد و اضطراب ایجاد می کند.آنچه در سایه ترس کودک از طلاق نهفته،تنها ماندن اوست کودک بر این باور است که اگر یکی از والدها خانه را ترک کند،آنان او را نیز به حال خود رها خواهند ساخت.
وقتی که طلاق رخ می دهد،کودکان احساس می کنند قدرت تسلط بر دنیایشان را از دست داده اند. یکی از بزرگترین مشکلاتی که همسران هنگام جدایی باید به درستی از عهده آن برآیند این است که بکوشند هر اندازه هم از یکدیگر رنجیده،خشمگین یا متنفرند به گونه ای رفتار کنند که کودکشان آسیب کمتری ببیند.
کودکان به گونه ای اجتناب ناپذیر در میانه ماجرا قرار دارند،بنابراین به عهده پدر و مادر است که وقتی پای بچه ها به میان می آید آتش بس اعلام کنند.البته گفتن این حرف آسان تر از عمل به کردن به آن است.بویژه زمانی که پدر و مادرعصبانی هستند و با یکدیگر مشاجره میکنند؛ولی دقیقا در همین زمان است که فرزند شما به بیشترین اطمینان خاطر نیاز دارد که بداند صرف نظر از هر آنچه روی می دهد هر دوی شما باز هم پدرومادر او خواهید بود و هر دو با هم از وی مراقبت خواهید کرد. کودکان از وجود بحران در خانواده به خوبی آگاه می شوند،حتی اگر از مشکلات به وجودآورنده بحران به طور کامل سر در نیاورند. همان طور که بدون داشتن گواهينامه من اجازه رانندگي نداریم، بدون دانايي و آگاهي، محبت و مهرباني و مهارت هاي فرزند پروري فرزندي نباید کودکان را به دنیا دعوت کنیم!